تبلیغات
مجله عشق و زناشویی - داستان عشق واقعی دانشجویی

داستان عشق واقعی دانشجویی

چهارشنبه 26 فروردین 1394 11:53 ق.ظ

نویسنده : سودا امیری

عشق دانشجویی از نوع حقیقی

رابطه عاشقانه

دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند. تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند، ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی. هم رشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود. هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند! و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت: استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!

در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند. امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است:
هیـچ کس زنده نیست… همه مُردند




دیدگاه ها : () 




برچسب ها: داستان عشق واقعی دانشجویی ، واقعی دانشجویی ، عشق واقعی ،
آخرین ویرایش: - -



nubiorkman.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:04 ب.ظ
Exceptional post but I was wondering if you could write
a litte more on this topic? I'd be very grateful if you could elaborate a little bit further.
Kudos!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر